سطر مستقل · شماره 225
« نمی توانی!
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 222
و رکسانا بر قایق و من و دریا در پیکر ابری که از باد به هم برآید،
# - 223
با سکوتی که غریو شتابندگان موج را بر زمینه ی خود برجسته تر می کرد فریاد می کشید:
# - 224
# - 225
« نمی توانی!
انتخابشده - 226
# - 227
و هرکس آن چه را که دوست می دارد در بند می گذارد.
# - 228
و هر زن مروارید غلتان خود را به زندان صندوقش محبوس می دارد،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 225 از «رکسانا» است.