سطر مستقل · شماره 26
و در آن هنگام با خشمی پرخروش به جانب شهر آشنا نگریست
شاعراحمد شاملوقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
که بر گرده ی اسبی سرکش بر دروازه ی افق به انتظار ایستاده بود
# - 24
و آنگاه سپیده دمان را دیدم که نالان و نفس گرفته، از مردمی که
# - 25
دیگر هوای سخن گفتن به سر نداشتند دیاری ناآشنا را راه می پرسید.
# - 26
و در آن هنگام با خشمی پرخروش به جانب شهر آشنا نگریست
انتخابشده - 27
و سرزمین آنان را به پستی و تاریکی جاودانه دشنام گفت.
# - 28
# - 29
پدران از گورستان بازگشتند
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 26 از «از شهر سرد...» است.