سطر مستقل · شماره 27
و سرزمین آنان را به پستی و تاریکی جاودانه دشنام گفت.
شاعراحمد شاملوقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
و آنگاه سپیده دمان را دیدم که نالان و نفس گرفته، از مردمی که
# - 25
دیگر هوای سخن گفتن به سر نداشتند دیاری ناآشنا را راه می پرسید.
# - 26
و در آن هنگام با خشمی پرخروش به جانب شهر آشنا نگریست
# - 27
و سرزمین آنان را به پستی و تاریکی جاودانه دشنام گفت.
انتخابشده - 28
# - 29
پدران از گورستان بازگشتند
# - 30
و زنان، گرسنه بر بوریاها خفته بودند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «از شهر سرد...» است.