سطر مستقل · شماره 35
چون زاده شدم چشمانم به دو برگ نارون می مانست،
شاعراحمد شاملواثرمیلاد
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
و من شهری بی برگ وباد را زندان خود کردم
# - 33
بی آنکه خاطره ی باد و برگ از من بگریزد.
# - 34
# - 35
چون زاده شدم چشمانم به دو برگ نارون می مانست،
انتخابشده - 36
رگانم به ساقه ی نیلوفر، دستانم به پنجه ی افرا
# - 37
و روحی لغزنده به سان باد و برکه، به گونه ی باران
# - 38
و چندان که نارون پیر از غضب رعد به خاک افتاد دردی جانگزا چونان فریاد مرگ در من شکست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «میلاد» است.