سطر مستقل · شماره 27
شاعراحمد شاملوقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
آن افسونکار به تو می آموزد که عدالت از عشق والاتر است. دریغا که اگر عشق به کار می بود هرگز ستمی در وجود نمی آمد تا به عدالتی نابکارانه از آن دست نیازی پدید افتد. آنگاه چشمان تو را بر بسته شمشیری در کفت می گذارد، هم از آهنی که من به تو دادم تا تیغه ی گاوآهن کنی!
# - 25
اینک گورستانی که آسمان از عدالت ساخته است!
# - 26
دریغا ویران بی حاصلی که منم!
# - 27
انتخابشده - 28
□
# - 29
# - 30
شب و باران در ویرانه ها به گفتگو بودند که باد دررسید، میانه به هم زن و پرهیاهو.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «پس آنگاه زمین...» است.