سطر مستقل · شماره 37
اما مرا که ویران توام هنوز در این مدار سرد کار به پایان نرسیده است:
شاعراحمد شاملوقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 34
# - 35
زمین گفت: اکنون به دوراهه ی تفریق رسیده ایم.
# - 36
تو را جز زردرویی کشیدن از بی حاصلی خویش گزیر نیست؛ پس اکنون که به تقدیر فریبکار گردن نهاده ای مردانه باش!
# - 37
اما مرا که ویران توام هنوز در این مدار سرد کار به پایان نرسیده است:
انتخابشده - 38
هم چون زنی عاشق که به بستر معشوق ازدست رفته ی خویش می خزد تا بوی او را دریابد، سال همه سال به مقام نخستین بازمی آیم با اشک های خاطره.
# - 39
یاد بهاران بر من فرود می آید بی آنکه از شخمی تازه بار برگرفته باشم و گسترش ریشه یی را در بطن خود احساس کنم؛ و ابرها با خس و خاری که در آغوشم خواهند نهاد، با اشک های عقیم خویش به تسلایم خواهند کوشید.
# - 40
جان مرا اما تسلایی مقدر نیست:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 37 از «پس آنگاه زمین...» است.