سطر مستقل · شماره 5
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست، و دره ها ناخواناست.
شاعرسهراب سپهریاثردروگران پگاه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.
# - 3
ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست.
# - 4
تو نیستی، و تپیدن گردابی است.
# - 5
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست، و دره ها ناخواناست.
انتخابشده - 6
می آیی: شب از چهره ها برمی خیزد، راز از هستی می پرد.
# - 7
می روی: چمن تاریک می شود، جوشش چشمه می شکند.
# - 8
چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «دروگران پگاه» است.