سطر مستقل · شماره 18
و نگاهم را در بخار غروب ریخته ام.
شاعرسهراب سپهریاثرشاسوسا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
زنجیر طلایی بازی ها ، و دریچه روشن قصه ها ، زیر این آوار رفت.
# - 16
آن طرف ، سیاهی من پیداست:
# - 17
روی بام گنبدی کاهگلی ایستاده ام، شبیه غمی .
# - 18
و نگاهم را در بخار غروب ریخته ام.
انتخابشده - 19
روی این پله ها غمی ، تنها، نشست.
# - 20
در این دهلیزها انتظاری سرگردان بود.
# - 21
من دیرین روی این شبکه های سبز سفالی خاموش شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «شاسوسا» است.