سطر مستقل · شماره 42
از لالایی کودکی ، تا خیرگی این آفتاب ، انتظار ترا داشتم.
شاعرسهراب سپهریاثرشاسوسا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 39
دستی روی پیشانی ام کشیده شد، من سایه شدم:
# - 40
شاسوسا تو هستی؟
# - 41
دیر کردی:
# - 42
از لالایی کودکی ، تا خیرگی این آفتاب ، انتظار ترا داشتم.
انتخابشده - 43
در شب سبز شبکه ها صدایت زدم، در سحر رودخانه، در آفتاب مرمرها.
# - 44
و در این عطش تاریکی صدایت می زنم : شاسوسا! این دشت آفتابی را شب کن
# - 45
تا من، راه گمشده ای را پیدا کنم، و در جاپای خودم خاموش شوم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 42 از «شاسوسا» است.