سطر مستقل · شماره 14
دوست من ، هستی ترس انگیز است.
شاعرسهراب سپهریاثرنزدیک آی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
صدا بزن ، تا هستی بپا خیزد ، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.
# - 12
ترا دیدم ، از تنگنای زمان جستم . ترا دیدم ، شور عدم در من گرفت.
# - 13
و بیندیش ، که سودایی مرگم . کنار تو ، زنبق سیرابم.
# - 14
دوست من ، هستی ترس انگیز است.
انتخابشده - 15
به صخره من ریز، مرا در خود بسای ، که پوشیده از خزه نامم.
# - 16
بروی ، که تری تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است.
# - 17
غوغای چشم و ستاره فرو نشست، بمان ، تا شنوده آسمان ها شویم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «نزدیک آی» است.