سطر مستقل · شماره 7
ورطه عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ، گریستی .
شاعرسهراب سپهریاثرپرچین راز
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
فریب را خندیده ای ، نه لبخند را، نا شناسی را زیسته ای ، نه زیست را.
# - 5
و آن روز ، و آن لحظه ، از خود گریختی ، سر به بیابان یک درخت نهادی ، به بالش یک وهم.
# - 6
در پی چه بودی ، آن هنگام ، در راهی از من تا گوشه گیر ساکت آیینه ، در گذری از میوه تا اضطراب رسیدن ؟
# - 7
ورطه عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ، گریستی .
انتخابشده - 8
همیشه - بهار غم را آب دادی ،
# - 9
فریاد ریشه را در سیاهی فغضا روشن کردی ، بر بت شکوفه شبیخون زدی ، باغبان هول انگیز!
# - 10
و چه از این گویاتر، خوشه شک پروردی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «پرچین راز» است.