سطر مستقل · شماره 13
گریستی، ((من))بیخبر، برهر جهش در هر آمد، هر رفت.
شاعرسهراب سپهریاثرپرچین راز
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
و چه از این گویاتر، خوشه شک پروردی.
# - 11
و آن شب ، آن تیره شب ، در زمین بستر بذر گریز افشاندی .
# - 12
و بالین آغاز سفر بود ، پایان سفر بود،دری به فرود،روزنه ای به اوج.
# - 13
گریستی، ((من))بیخبر، برهر جهش در هر آمد، هر رفت.
انتخابشده - 14
وای((من))، کودک تو،در شب صخره ها،از نیلی بالا چه می خواست؟
# - 15
چشم انداز حیرت شده بود، پهنه انتظار، ربوده راز گرفته نور.
# - 16
و تو تنهاترین ((من)) بودی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «پرچین راز» است.