سطر مستقل · شماره 58
شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.
شاعرسهراب سپهریقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 55
تا اناری ترکی برمیداشت، دست فواره خواهش می شد.
# - 56
تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.
# - 57
گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.
# - 58
شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.
انتخابشده - 59
فکر ،بازی می کرد.
# - 60
زندگی چیزی بود ، مثل یک بارش عید، یک چنار پر سار.
# - 61
زندگی در آن وقت ، صفی از نور و عروسک بود،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 58 از «صدای پای آب، نثار شبهای خاموش مادرم» است.