سطر مستقل · شماره 33
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم، و افتاد.
شاعرسهراب سپهریقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 30
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
# - 31
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو، بیدار خواهم شد.
# - 32
و آن وقت
# - 33
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم، و افتاد.
انتخابشده - 34
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم، و تر شد.
# - 35
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
# - 36
در آن گیروداری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 33 از «به باغ هم سفران» است.