سطر مستقل · شماره 89
و چون دیوانگان فریاد می زد: ای
شاعرمهدی اخوان ثالثقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 86
صدایی بر نیامد از سری زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند
# - 87
از اینجا نام او شد شهریار شهر سنگستان
# - 88
پریشان روز مسکین تیغ در دستش میان سنگها می گشت
# - 89
و چون دیوانگان فریاد می زد: ای
انتخابشده - 90
و می افتاد و بر می خاست، گیران نعره می زد باز
# - 91
دلیران من! اما سنگ ها خاموش
# - 92
همان شهزاده است آری که دیگر سال های سال
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 89 از «قصه شهر سنگستان» است.