مصرع نخست · شماره 13
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
شاعرمحمدعلی بهمنیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
# - 11
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
# - 12
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست
# - 13
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
انتخابشده - 14
در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
# - 15
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
# - 16
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم» است.