مصرع نخست · شماره 9
پاداش آن صفای خدایی که در تو بود، این واپسین ترانه تو را یادگار باد
شاعرفریدون مشیریاثرشباهنگ
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
«فردای ما» نیامد و خورشید آرزو؛ تنها سپیده ای زد و آنگه ... غروب کرد
# - 7
بر گور عشق خویش شباهنگ ماتمم، دانی چرا نوای عزا سر نمی کنم؟
# - 8
تو صحبت محبت من باورت نبود، من ترک دوستی ز تو باور نمی کنم
# - 9
پاداش آن صفای خدایی که در تو بود، این واپسین ترانه تو را یادگار باد
انتخابشده - 10
ماند به سینه ام غم تو یادگار تو، هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد.
# - 11
دیگر ز پا فتاده ام ای ساقی اجل، لب تشنه ام، بریز به کامم شراب را
# - 12
ای آخرین پناه من، آغوش باز کن؛ تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «شباهنگ» است.