مصرع دوم · شماره 10
دست مرگ است و ز پا ننشیند، تا به یغما نبرد بستان را
شاعرفریدون مشیریاثرآتش پنهان
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
شاخه ها مضطرب از جنبش باد، در هم آویخته می پرهیزند
# - 8
برگ ها سوخته از بوسه مرگ، تک تک از شاخه فرو می ریزند
# - 9
می کند باد خزانی خاموش، شعله سرکش تابستان را
# - 10
دست مرگ است و ز پا ننشیند، تا به یغما نبرد بستان را
انتخابشده - 11
دلم از نام خزان می لرزد، زان که من زاده تابستانم
# - 12
شعر من آتش پنهان من است، روز و شب شعله کشد در جانم
# - 13
می رسد سردی پاییز حیات، تاب این سیل بلاخیزم نیست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «آتش پنهان» است.