مصرع نخست · شماره 11
دلم از نام خزان می لرزد، زان که من زاده تابستانم
شاعرفریدون مشیریاثرآتش پنهان
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
برگ ها سوخته از بوسه مرگ، تک تک از شاخه فرو می ریزند
# - 9
می کند باد خزانی خاموش، شعله سرکش تابستان را
# - 10
دست مرگ است و ز پا ننشیند، تا به یغما نبرد بستان را
# - 11
دلم از نام خزان می لرزد، زان که من زاده تابستانم
انتخابشده - 12
شعر من آتش پنهان من است، روز و شب شعله کشد در جانم
# - 13
می رسد سردی پاییز حیات، تاب این سیل بلاخیزم نیست
# - 14
غنچه ام نشکفته به کام، طاقت سیلی پاییزم نیست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «آتش پنهان» است.