مصرع دوم · شماره 4کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیستشاعرسایهاثربی نشانقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست#2گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست#3جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش#4کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیستانتخابشده5گم گشته دیار محبت کجا رود#6نام حبیب هست و نشان حبیب نیست#7عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «بی نشان» است.سطر پیشینجانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش→سطر بعدیگم گشته دیار محبت کجا رود←