مصرع نخست · شماره 15سایه! سخن از نازکی و خوش بدنی نیستشاعرسایهاثربیت الغزلقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12پیداست که بیت الغزل چشم تو چون است#13با زلف تو کارم به کجا می کشد آخر؟#14حالی که ز دستم سر این رشته برون است#15سایه! سخن از نازکی و خوش بدنی نیستانتخابشده16او خود همه جان است که در جامه درون است#17برخیز به شیدایی و در زلف وی آویز#18آن بخت که می خواستی از وقت، کنون است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «بیت الغزل» است.سطر پیشینحالی که ز دستم سر این رشته برون است→سطر بعدیاو خود همه جان است که در جامه درون است←