مصرع نخست · شماره 3غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزدشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگساری#2نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری#3غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزدانتخابشده4که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری#5چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان#6که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «زنده وار» است.سطر پیشیننه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری→سطر بعدیکه دگر بدین گرانی نتوان کشید باری←