مصرع دوم · شماره 10دل آبگینه بشکن که نماند جز غباریشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.7دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی#8چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری#9نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند#10دل آبگینه بشکن که نماند جز غباریانتخابشده11همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد#12دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری#13سحرم کشیده خنجر که، چرا شبت نکشته ست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 10 از «زنده وار» است.سطر پیشیننرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند→سطر بعدیهمه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد←