سطر مستقل · شماره 16در دلش انگار چیزی راشاعرسایهاثرسرگذشتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13شب گران بار است و باران همچنان یکریز می بارد#14سایه باریک اندام زنی افتاده بر دیوار#15بچه اش را می فشارد در بغل نومید#16در دلش انگار چیزی راانتخابشده17می کنند از ریشه خون آلود#18لحظه ای می ایستد خم می شود آهسته با تردید#19رعد می غرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «سرگذشت» است.سطر پیشینبچه اش را می فشارد در بغل نومید→سطر بعدیمی کنند از ریشه خون آلود←