سطر مستقل · شماره 15وقتی که زبان از لب می ترسیدشاعرسایهاثرآزادیقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12ما سر تا پا دردیم#13ما این دل عاشق را#14در راه تو آماج بلا کردیم#15وقتی که زبان از لب می ترسیدانتخابشده16وقتی که قلم از کاغذ شک داشت#17حتی حتی حافظه از وحشت در خواب سخن گفتن می آشفت#18ما نام تو را در دل#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «آزادی» است.سطر پیشیندر راه تو آماج بلا کردیم→سطر بعدیوقتی که قلم از کاغذ شک داشت←