سطر مستقل · شماره 45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...شاعرسایهاثرکاروانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.42 زودست ، گالیا !#43 در گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان !#44اکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !#45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...انتخابشده46روزی که بازوان بلورین صبحدم#47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت#48روزی که آفتاب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 45 از «کاروان» است.سطر پیشیناکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !→سطر بعدیروزی که بازوان بلورین صبحدم←