سطر مستقل · شماره 15 بچه اش را می فشارد در بغل نومیدشاعرسایهاثرسرگذشتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12 خفته در گهواره می جنباندش مادر#13 شب گران بار ست و باران همچنان یکریز می بارد#14 سایه ی باریک اندام زنی افتاده بر دیوار#15 بچه اش را می فشارد در بغل نومیدانتخابشده16 در دلش انگار چیزی را#17 می کنند از ریشه خون آلود#18 لحظه ای می ایستد خم می شود آهسته با تردید ...#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «سرگذشت» است.سطر پیشینسایه ی باریک اندام زنی افتاده بر دیوار→سطر بعدیدر دلش انگار چیزی را←