سطر مستقل · شماره 24 خون فرو می ریزد !شاعرسایهاثرتشویشقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.21 و زمین از بدخواهی به ستوه آمد#22 ای دریغا که دگر دشمن رفت از یاد#23 وینک از سینه ی دوست#24 خون فرو می ریزد !انتخابشده25 دوست کاندر بر وی گریه ی انباشته را نتوانی سر داد#26چه توان گفتمش ؟#27 بیگانه ست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 24 از «تشویش» است.سطر پیشینوینک از سینه ی دوست→سطر بعدیدوست کاندر بر وی گریه ی انباشته را نتوانی سر داد←