سطر مستقل · شماره 43ارغوان ، خوشه ی خون !شاعرسایهاثرارغوانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.40 دامن صبح بگیر#41 وز سواران خرامنده ی خورشید بپرس#42کی بر این دره ی غم می گذرند#43ارغوان ، خوشه ی خون !انتخابشده44 بامدادان که کبوترها#45بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند#46 جان گل رنگ مرا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 43 از «ارغوان» است.سطر پیشینکی بر این دره ی غم می گذرند→سطر بعدیبامدادان که کبوترها←