سطر مستقل · شماره 58- ای غم ! رها کن قصه ی خون بار !شاعرسایهاثرآواز غمقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.55 این بندی آز و نیاز خویش#56هرگز تواند ساخت آیا عالمی دیگر ؟#57 یا آدمی دیگر ؟ ...#58- ای غم ! رها کن قصه ی خون بار !انتخابشده59چون دشنه در دل می نشیند این سخن اما#60 من دیده ام بسیار مردانی که خود میزان شان آدمی بودند#61وز کبریای روح برمیزان شان آدمی بسیار افزودند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 58 از «آواز غم» است.سطر پیشینیا آدمی دیگر ؟ ...→سطر بعدیچون دشنه در دل می نشیند این سخن اما←