مصرع دوم · شماره 6
دهن شیرین مگر از گفتن حلوا کنی آخر
شاعرشیون فومنیاثرشکاری دیگر
قالبغزل
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
بخوان چیزی به صبح روشن فردا نمانده است ...آی
# - 4
بخوان تا روشنم از مژده ی فردا کنی آخر
# - 5
بخوان از مردمی ها گرچه کام مردمان تلخست
# - 6
دهن شیرین مگر از گفتن حلوا کنی آخر
انتخابشده - 7
مزن بر سینه سنگ این و آن تا با تو سر دارم
# - 8
چرا از همچو من دیوانه ای پروا کنی آخر
# - 9
به ساز برگ می رقصم که پیش از خنده ی خورشید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «شکاری دیگر» است.