سطر مستقل · شماره 31خدایا! خالقا! بس کن جنایت راشاعرکارواثرشب و ماهقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28تو خود گفتی که نا مردمان بهشت را نمی بینند#29ولی من با دو چشم خویشتن دیدم#30که نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ می سازند#31خدایا! خالقا! بس کن جنایت راانتخابشده32بس کن تو ظلمت را#33تو خود گفتی اگر اهرمن شهوت#34بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «شب و ماه» است.سطر پیشینکه نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ می سازند→سطر بعدیبس کن تو ظلمت را←