سطر مستقل · شماره 41خدایا! خالقا! بس کن جنایت راشاعرکارواثرشب و ماهقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام می گیرد#39نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد#40قدم ها در بستر فحشا می لغزد#41خدایا! خالقا! بس کن جنایت راانتخابشده42بس کن تو ظلمت را#43تو خود سلطان تبعیضی#44تو خود فتنه انگیزی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «شب و ماه» است.سطر پیشینقدم ها در بستر فحشا می لغزد→سطر بعدیبس کن تو ظلمت را←