مصرع نخستِ میانی · شماره 27
***********************************
شاعربهرام سالکیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24#
- 25#
- 26
سال ۱۳۶۸
# - 27
***********************************
انتخابشده - 28
۱ - حافظ در تقبیح پس گرفتن انگشتری حضرت سلیمان توسط این پیامبر می فرماید :
# - 29
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانمکه گاه گاه برو دست اهرمن باشد
# - 30
شاید برای توضیح معانی برخی از ابیات ، اشاره ای لازم باشد : ** یارب آن « خاتم » تو خود دادی بدست اهرمن گرچه ننگش ماند عمری بر سلیمان شما ****** این بیت را من برای تبرئه ی حضرت سلیمان از کنایه ای که حافظ به او زده است سروده ام . این شاعر ، سلیمان را به دلیل پس گرفتن آن انگشتری که سلطنت دنیا را برای او به همراه داشت ، تقبیح می کند . با این استدلال و بلند نظری که ، آن انگشتری که دیوی آن را برباید و یک چند ، مالک آن باشد ، منزلت روحانی و حرمت معنوی خود را از دست داده است و تصاحب مجدد آن توسط یک پیامبر ، اگرچه به قیمت بازپس گیری سلطنت دنیا باشد ، قبیح است . من ، گناه این بده بستان را به گردن خداوند و تقدیر انداخته ام که بی وجود خواست پروردگار ، دیو قادر نبود که این انگشتری را برباید . پس شماتت و تخطئه ی سلیمان ، که خود بازیچه ی جبر و سرنوشت بوده است ، دور از انصاف است . بیت بعدی هم حاکی از این معنی ست : ورنه بی رای تو آهی از دل کس برنخاست ای همه ذرات این عالم ثناخوان شما ------------------------ در مورد بیت : ** هربلایی در طریقت ، سالکان را نعمتی است ناخدای کشتی نوح است ، طوفان شما ****** بسیاری از عرفا ، بلایای دنیا را نوعی آزمون و نعمتی از جانب خداوند می دانند : هر که درین دور مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند من تمثیلی برای این نظریه آورده ام . با این شرح که : اگر طوفان زمان نوح ، برای همه ی موجودات عالم ، حامل مصیبت بود ، اما برای نوح ، حکم کشتیبان را داشت که کشتی او را به محل امنی ، هدایت کند که کرد . پس در هر بلایی می توان وجود نعمتی را مشاهده کرد که ظاهرا از چشم ها پنهان مانده است .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «۴ - طوفان» است.