کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 995

گفت برو آن تو و آن یار تو

چهرهٔ ایرج میرزاشاعر
قالبمثنوی

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 992

    خون ز سر و صورت هم ر یختند

    #
  2. 993

    چون که کمی خون ز سر عقل ر یخت

    #
  3. 994

    جست و ز میدان محبت گریخت

    #
  4. 995

    گفت برو آن تو و آن یار تو

    انتخاب‌شده
  5. 996

    آن به کف یار تو افسار تو

    #
  6. 997

    رو که خدا بر تو مددکار باد

    #
  7. 998

    حافظت از این زن بدکار باد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 995 از «مثنوی زهره و منوچهر» است.