مصرع نخست · شماره 13
باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر
# - 11
در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
# - 12
در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
# - 13
باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان
انتخابشده - 14
مستی خوشی از راحشان فارغ شده از خیر و شر
# - 15
بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر
# - 16
شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چیزی دگر
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «غزل شماره ۱۰۱۸ - رو چشم جان را برگشا در بی دلان اندرنگر...» است.