مصرع دوم · شماره 22
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
# - 20
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
# - 21
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
# - 22
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
انتخابشده - 23
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
# - 24
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
# - 25
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «غزل شماره ۱۳۷۵ - بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم...» است.