مصرع دوم · شماره 6
چه باشد زورق من خود که من بی پا و بی دستم
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
شکسته بسته می گفتم پریر از شرح دل چیزی
# - 4
تنک شد جام فکر و من چو شیشه خرد بشکستم
# - 5
چو تخته تخته بشکستند کشتی ها در این طوفان
# - 6
چه باشد زورق من خود که من بی پا و بی دستم
انتخابشده - 7
شکست از موج این کشتی نه خوبی ماند و نه زشتی
# - 8
شدم بی خویش و خود را من سبک بر تخته ای بستم
# - 9
نه بالایم نه پست اما ولیک این حرف پست آمد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «غزل شماره ۱۴۱۹ - بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم...» است.