مصرع نخست · شماره 15
جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
چو هستم نیستم ای جان ولی چون نیستم هستم
# - 13
چه شک ماند مرا در حشر چون صد ره در این محشر
# - 14
چو اندیشه بمردم زار و چون اندیشه برجستم
# - 15
جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی
انتخابشده - 16
ز صیدم چون نبد شادی شدم من صید و وارستم
# - 17
بود اندیشه چون بیشه در او صد گرگ و یک میشه
# - 18
چه اندیشه کنم پیشه که من ز اندیشه ده مستم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «غزل شماره ۱۴۱۹ - بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم...» است.