مصرع دوم · شماره 40
که من این درد پهلو را نمی دانم نمی دانم
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 37
به دستم یرلغی آمد از آن قان همه قانان
# - 38
که من با چو و با تو را نمی دانم نمی دانم
# - 39
دوایی دارم آخر من ز جالینوس پنهانی
# - 40
که من این درد پهلو را نمی دانم نمی دانم
انتخابشده - 41
مرا دردی است و دارویی که جالینوس می گوید
# - 42
که من این درد و دارو را نمی دانم نمی دانم
# - 43
برو ای شب ز پیش من مپیچان زلف و گیسو را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 40 از «غزل شماره ۱۴۳۹ - من این ایوان نه تو را نمی دانم نمی دانم...» است.