مصرع نخست · شماره 15
ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
که آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
# - 13
تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران
# - 14
جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذاالنون
# - 15
ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان
انتخابشده - 16
مگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
# - 17
مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند
# - 18
وگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «غزل شماره ۱۸۵۴ - چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون...» است.