مصرع نخست · شماره 33
هزاران شکر آن شه را که فرزین بند او گشتی
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 30
مگو دورم ز شاه خود که نیک اندر جواری تو
# - 31
چو دانستی که دیوانه شدی عقل است این دانش
# - 32
چو می دانی که تو مستی پس اکنون هشیاری تو
# - 33
هزاران شکر آن شه را که فرزین بند او گشتی
انتخابشده - 34
هزاران منت آن می را که از وی در خماری تو
# - 35
همه فخر و همه دولت برای شاه می زیبد
# - 36
چرا در قید فخری تو چرا دربند عاری تو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 33 از «غزل شماره ۲۱۶۸ - نمی گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو...» است.