مصرع دوم · شماره 34
هزاران منت آن می را که از وی در خماری تو
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 31
چو دانستی که دیوانه شدی عقل است این دانش
# - 32
چو می دانی که تو مستی پس اکنون هشیاری تو
# - 33
هزاران شکر آن شه را که فرزین بند او گشتی
# - 34
هزاران منت آن می را که از وی در خماری تو
انتخابشده - 35
همه فخر و همه دولت برای شاه می زیبد
# - 36
چرا در قید فخری تو چرا دربند عاری تو
# - 37
فراق من شده فربه ز خون تو که خورد ای دل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 34 از «غزل شماره ۲۱۶۸ - نمی گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو...» است.