مصرع نخست · شماره 9
پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
یاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
# - 7
جان چون نداند نقش خود یا عالم جان بخش خود
# - 8
پا می نداند کفش خود کان لایق است و بابتی
# - 9
پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری
انتخابشده - 10
وز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
# - 11
جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بد
# - 12
کز غیب هر جان را بود درخورد هر جان ساحتی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «غزل شماره ۲۴۴۸ - ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی...» است.