کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیده

چهرهٔ مولویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    نه تو اجزای خاکی را بدادی حله خضرایی

    #
  2. 13

    نه از اجزای یک آدم جهان پرآدمی کردی

    #
  3. 14

    نه آنی که مگس را تو بدادی فر عنقایی

    #
  4. 15

    طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیده

    انتخاب‌شده
  5. 16

    بگفتش سرمه ساز این را برای نور بینایی

    #
  6. 17

    بگفتش کور اگر آن را که من دیدم تو می دیدی

    #
  7. 18

    دو چشم خویش می کندی و می گشتی تماشایی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۲۵۱۲ - رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی...» است.