مصرع نخست · شماره 17
غلام بیخودی ز آنم که اندر بیخودی آنم
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
از او ضربت ز تو خدمت که او چوگان و تو گویی
# - 15
دلا جستیم سرتاسر ندیدم در تو جز دلبر
# - 16
مخوان ای دل مرا کافر اگر گویم که تو اویی
# - 17
غلام بیخودی ز آنم که اندر بیخودی آنم
انتخابشده - 18
چو بازآیم به سوی خود من این سویم تو آن سویی
# - 19
خمش کن کز ملامت او بدان ماند که می گوید
# - 20
زبان تو نمی دانم که من ترکم تو هندویی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «غزل شماره ۲۵۵۳ - کجا شد عهد و پیمانی که می کردی نمی گویی...» است.