مصرع دوم · شماره 62تا بکی دردسر و دیده گریان آریدشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.59هرچه آرید اگر مرده بود جان یابد#60الله الله که همه رو به چنین جان آرید#61دور اقبال رسید و لب دولت خندید#62تا بکی دردسر و دیده گریان آریدانتخابشده63هرکی دل دارد آیینه کند آن دل را#64آینه هدیه بدان یوسف کنعان آرید#65بگشادند خزینه همه خلعت پوشید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 62 از «چهارم» است.سطر پیشیندور اقبال رسید و لب دولت خندید→سطر بعدیهرکی دل دارد آیینه کند آن دل را←