مصرع نخست · شماره 81هر لحظه بهار نوست و عقار نوشاعرمولویاثرهفتمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.78بگزید عشق یار و عجایب دری گزید#79نادر مثلثی که تو داری بخور حلال#80خمخانه ابد خنک آ، کاندرو خزید#81هر لحظه بهار نوست و عقار نوانتخابشده82جانش هزار بار چو گل جامها درید#83من عشق را بدیدم بر کف نهاده جام#84می گفت : « عاشقان را از بزم ما سلام »#دربارهٔ این سطرسطر شماره 81 از «هفتم» است.سطر پیشینخمخانه ابد خنک آ، کاندرو خزید→سطر بعدیجانش هزار بار چو گل جامها درید←