مصرع نخست · شماره 109عشق سوی غیب زند نعرهاشاعرمولویاثردهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.106گفت که: تو خفته بودی دوش دوش#107عاشق آید بر معشوقه مست#108که نبرد بوی از آن شوش شوش#109عشق سوی غیب زند نعرهاانتخابشده110بر حس حیوان نزند آن، خروش#111شهر پر از بانگ خر و گاو شد#112بر سر که باشد بانگ وحوش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 109 از «دهم» است.سطر پیشینکه نبرد بوی از آن شوش شوش→سطر بعدیبر حس حیوان نزند آن، خروش←