مصرع نخست · شماره 133چه با برگم از آن خرما، که مریم چشم روشن شدشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.130ولی مکه کسی بیند، که نبود بسته خیره#131امیر حاج عشق آمد، رسول کعبه دولت#132رهاند مر ترا در ره، ز هر شریر و شریره#133چه با برگم از آن خرما، که مریم چشم روشن شدانتخابشده134کزان خرمان شدم پر دل ندارم عشق انجیره#135جهان پیر برنا شد، ز عشق این جوانبختان#136زهی چرخ و زمین خوش، که آن پیرست و این تیره#دربارهٔ این سطرسطر شماره 133 از «یازدهم» است.سطر پیشینرهاند مر ترا در ره، ز هر شریر و شریره→سطر بعدیکزان خرمان شدم پر دل ندارم عشق انجیره←